Montag, 27. April 2015


همان پرنده ی در قفسم
برای چشیدن طعم آزادی
و رهایی...................
سرم را قفس ساختم
و از ترس آب و نان
بالهایم قفسی شدند
هنگام پرواز
میله‌های قفس ذهنم را
می‌ پرستم
من یک ایماندارم
(مزدا)

Dienstag, 14. April 2015


به راهم ادامه می‌دهم
سنگهای افتاده در راه را نمی‌‌بینم
آنها افتاده اند و من ایستاده
آنها نشسته اند و من ایستاده
آنها ساکت اند و من با فریاد
اگر هزار سنگ دیگر هم ببارد
به راهم ادامه می‌دهم،
چون در انتهای راه
چشمانی منتظرند
که من به راهم ادامه بدهم
به راهم ادامه می‌دهم
(حاکمی) مزدا

Sonntag, 5. April 2015


گر‌ چه تابوت زمستان به شکست
چه بهار سردی است
گًل لبخند مرا دیواری است که
که به پنهانی‌ یک عشق
به یغما رفته است
چه بهار سردی است
در قدم‌های امید از سرما
حس گرمی‌ ته دریا رفته است
باوری را که فراموشم شد
در بهارم سوی شبها رفته است
(حاکمی)

Montag, 30. März 2015


در انتهای با د
هستی‌ مارا شما ببند
تا در امان
خسته ی دشتان گرم و خشک
آب سراب و باده ی رویا سحر کنیم
آرامتر از این
که چو ذرات گرد و خاک
در اوج آسمان و
هزاران کرانه ها
با کمترین بهانه ی دنیا
سفر کنیم
(حاکمی)

از کوچه‌های شهر ما بوی شراب می‌رسد
بر آفتاب سبز ما ، بوی سراب می‌رسد
این خنده‌های عاشقان راهی‌ عشق شدن اند
از چهره ی کبوتران بوی عذاب می‌رسد
در دامن شکسته ی خاک سبک گشتیه ی ما
از ترکش نگاه ما بوی ‌عقاب می‌رسد
با آن قدم‌های برون رفته ز دامان فلک
از همدل لاله ی دشت بوی حباب می‌رسد
سرنکشم به هر دری، چونکه برویم بسته است
از خالق هستی‌ ما بوی رباب می‌رسد
(حاکمی)

Mittwoch, 18. März 2015


از بهار می‌گویم
بهاری که پیچک زمستان را باز می‌کند
و به زمین اجازه ی نفس می‌دهد
و لبخند میزند
تا غنچه های خفته در شاخه‌های عریان
چون گًل بخندند
هوا عطر بهاری دارد
تا ما نیز
از خواب تاریکی ها
به روشنایی‌ها پا گذاریم
آدم بودن زیباست
اگر بهار درونمان بخندد
آنوقت گلهای آدم بودن را
در فکرمان میخندانیم
و عطر آدم بودن میگیریم
ما بهار می‌شویم
(حاکمی)

Sonntag, 15. März 2015


اگر اسیر دست تو هستم کجا توانم رفت
اگر رفیق دام تو هستم کجا توانم رفت
مپرس از دل‌ بیمار من سراغ کسی‌
خمار قبله جام تو هستم ،کجا توانم رفت
سفر برای نگاه تو در اوج آسمان کردم
خراب کوی و بام تو هستم کجا توانم رفت
به بوی زلف تو مستم ، بهشت دامن توست
چنین اسیر به کام تو هستم کجا توانم رفت
(حاکمی)