Sonntag, 3. Februar 2019

شاخه ها از ریشه در خون
ارزو ها یاد مجنون
افتاب درماه زیتون
ای وطن بی تن مباش
در قمارعشق غرقم
بی تو مردابی زدردم
بسته در باران سردم
ای وطن بی تن مباش
بوی درمان میدهی تو
درد پایان میدهی تو
جان به یاران میدهی تو
ای وطن بی تن مباش
تن نه از تن های بی جان
راویان شهر پیران
شاهدان صبح انسان
ای وطن بی تن مباش
مزدا

Dienstag, 1. Januar 2019

ای که از غافله عشق جدا افتادی
لذت عشق ندانی به خطا افتادی
هرکه بیمار شود دست به دامان خداست
روی پیشانی خود بین بکجا افتادی
سفر عشق پر از لذت نا کامی هاست
نشکند بال دو عاشق چو زپا افتادی
گر نشینی خطری نیست ولی عشقی نیست
نقش دل را چه کنی از دل ما افتادی
میروم تا که زنم بند به بند دل خویش
گرمی عشق چو با بند وفا افتادی
(مزدا)

Montag, 31. Dezember 2018

تو هم با من بیا٬مهتاب تنهاست
خمیر عشق در دریا است٬دریاست
توهم با من بیا٬ جشمم پر اب است
که زیر چشمه ها غوغاست٬زیبا ست
توهم بامن بیا اینجا کویریست
که زیر بوته اش جا پای دریاست
تورا با من زمانی زندگی بود
ولی اکنون درختی خشک پیداست
من و تو خاک را با خون نویشتیم
بمان در خون که خون خاک دریاست
(مزدا)

Sonntag, 30. Dezember 2018

شب بیداری یاران همه را مست کنید
تا نبینند خرافات ودگر های شما
(مزدا)

Montag, 26. November 2018

خبرت هست که با من سرسودا داری
چون نمانده است دلی از که تمنا داری
بوستان رفت٬گلستان دلم پرپر شد
گرچه از عشق خبرنیست خبر هاداری
یاد ایام که با عشق سفر میکردم
سفرم سوخت به اهی که تو با ما داری
مرغ دریایی دل تشنه ابی است بدل
اب شور ته دریا و چلیپا داری
مزدا

Samstag, 22. September 2018

من از خودآی خودم هستم و
خدا زمن است
من و خدا حقیقت تلخیم
همچو جام شراب
بخوان حدیث ،همانندافتاب خراب
مزدا

Dienstag, 4. September 2018

صحبت از عشق چرا
خون من خون تو نیست
خون بهای تو بیارزد
سفر عشق مرا
از کجا تا بکجا شرح نویسم ازخویش
که من از خویشتن خویش پریشان نشوم.
مزدا